واژه‌نامه

Glossary

اصطلاح‌هایی که در مسیر تجربه ظاهر می‌شوند؛ روی هر کدام بزن تا تعریف کوتاه باز شود.

اصطلاح‌های سازوکار

همان‌هایی که در تجربه، اطلس و آزمایشگاه به کار می‌روند.

  • Separation of powers

    تقسیم اختیار میان قوهٔ مقننه، مجریه و قضائیه برای جلوگیری از تمرکز قدرت در یک نهاد.

  • Federalism

    تقسیم رسمی اختیار میان دولت مرکزی و واحدهای منطقه‌ای که هرکدام حوزهٔ مستقل تصمیم‌گیری دارند.

  • Proportional representation

    سیستم انتخاباتی که کرسی‌های مجلس را متناسب با سهم آرای هر حزب تقسیم می‌کند.

  • First-past-the-post

    کاندیدای دارای بیشترین رأی در هر حوزه برنده می‌شود، حتی بدون اکثریت مطلق.

  • Vote of no confidence

    ابزار پارلمانی برای برکناری دولت با رأی اکثریت نمایندگان.

  • Judicial review

    اختیار دادگاه برای باطل کردن قانون یا اقدام دولتی مغایر با قانون اساسی.

  • Veto player

    هر نهاد یا فرد که می‌تواند مانع تغییر وضع موجود شود؛ افزایش شمار این بازیگران، تغییر سیاست را دشوارتر می‌کند.

  • Executive aggrandizement

    تضعیف تدریجی نظارت‌ها توسط قوهٔ مجریهٔ منتخب، بدون کودتا یا لغو رسمی انتخابات.

  • Competitive authoritarianism

    نظامی با انتخابات چندحزبی واقعی که میدان رقابت به‌شدت به نفع حزب حاکم کج است.

  • Democratic backsliding

    کاهش تدریجی کیفیت دموکراسی از درون، معمولاً با حفظ ظاهر نهادهای انتخاباتی.

  • Ceremonial head of state

    مقامی با کارکرد نمادین که اختیار اجرایی روزمره ندارد.

  • Minority government

    دولتی که بدون اکثریت مطلق در پارلمان، با تحمل ضمنی احزاب دیگر ادامه می‌یابد.

  • Governing coalition

    اتحاد چند حزب برای تشکیل اکثریت پارلمانی و دولت مشترک.

  • Dissolution of parliament

    پایان زودهنگام دورهٔ مجلس و فراخوان انتخابات جدید.

  • Impeachment

    فرایند رسمی اتهام و برکناری یک مقام (اغلب رئیس‌جمهور) توسط مجلس یا نهاد ویژه.

  • Executive order / decree

    دستور رئیس کشور یا دولت که بدون تصویب مجلس اجرا می‌شود؛ حدودش نظام به نظام فرق دارد.

  • Electoral threshold

    حداقل درصد آرای لازم برای ورود حزب به مجلس در نظام تناسبی.

  • Alternation in power

    انتقال واقعی قدرت اجرایی از یک حزب/فرد به رقیب از طریق انتخابات.

  • Independent oversight body

    سازمان تخصصی (کمیسیون انتخابات، دیوان محاسبات، نهاد ضدفساد) که باید فارغ از فشار سیاسی روزمره کار کند.

  • State media vs. public broadcaster

    رسانهٔ دولتی مستقیماً زیر کنترل دولت است؛ رسانهٔ عمومی با تأمین مالی مستقل و هیئت نظارتی بی‌طرف اداره می‌شود.

  • Civilian control of the military

    اصل اینکه تصمیم نهایی دربارهٔ کاربرد نیروی مسلح با مقام‌های منتخب غیرنظامی باشد.

  • Self-coup (autogolpe)

    تصرف قدرت فوق‌قانونی توسط مقامی که خودش از مسیر قانونی به قدرت رسیده، مثلاً منحل‌کردن غیرقانونی مجلس.

  • Legitimacy

    پذیرش عمومی حق حکومت‌کردن یک نهاد یا فرد، فارغ از مسیر رسیدنش به قدرت.

  • Rule of law

    اصل اینکه هیچ فرد یا نهادی — از جمله حکومت — بالاتر از قانون نیست.

  • Ethnic federalism

    تقسیم واحدهای فدرال بر اساس مرزهای قومی/زبانی به‌جای مرزهای اداری صرف.

  • Bicameral legislature

    مجلسی متشکل از دو اتاق که معمولاً هرکدام اختیارات متفاوتی دارند.

  • Parliamentary immunity

    حفاظت قانونی نمایندگان از پیگرد قضایی برای اقدامات مرتبط با وظیفهٔ نمایندگی.

  • Referendum

    رأی‌گیری مستقیم مردم روی یک پرسش سیاستی یا قانون اساسی مشخص، جدا از انتخاب نماینده.

  • Intra-party competition

    رقابت جناح‌ها یا کاندیداهای مختلف درون یک حزب واحد برای کسب مقام یا نامزدی.

  • Institutional capture

    روندی که در آن نهاد ناظر (دادگاه، رسانه، کمیسیون انتخابات) عملاً کنترلش به دست بازیگری می‌افتد که باید نظارتش کند.

بعد از این

تجربه

مسیر هدایت‌شده؛ از برچسب نظام تا جریان واقعی قدرت.·۱۰ تا ۳۰ دقیقه